تبلیغات متنی
خريد بک لینک در وبلاگها
دانلود کتاب
نسیم آسایش لابی من
روزنامه های ورزشی
سایت همسریابی موقت
دانلود مقالات
تاريخ : 23 شهريور 1397 | 10:29 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

اصول مدیریت دانش

ازدیدگاه داونپورت وپروساک، اصول مدیریت دانش عبارتند از: (داونپورت و پروساک، 1379، ص54):

    1.          دانش، نشأت گرفته از افراد است و در افکار افراد جای دارد.

    2.          تسهیم دانش مستلزم اعتماد است.

    3.          فناوری، رفتارهای دانشی جدید را امکان پذیر می­سازد (منظور از رفتارهای دانشی، رفتارهایی است به منظور خلق، توسعه ، توزیع و غنی­سازی دانش).

    4.          تسهیم دانش باید با تشویق و پاداش همراه باشد.

    5.          حمایت مدیریت و تخصیص منابع (برای مدیریت دانش) ضروری است.

    6.          دانش، ماهیتی خلق شونده دارد و تشویق افراد موجب می­شود که دانش به شیوه­ای غیرمنتظره گسترش یابد.

    7.          برنامه های مدیریت دانش باید با برنامه­ای آزمایشی آغاز شود.



 

پایان نامه رابطۀ مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در گمرک جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه ارشد - موضوع : تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش بر کارآیی کارکنان شعب بانک ملی

پایان نامه بررسی نقش دفتر مدیریت پروژه (PMO) در ایجاد بسترهای مناسب جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش

پایان نامه بررسی تاثیر نقش مدیریت دانش بر اثر بخشی واحدهای تولیدی – صادراتی صنایع لبنی استان مازندران

پایان نامه  ارائه مدلی برای انتخاب استراتژی مدیریت دانش

پایان نامه رتبه بندی استراتژی مدیریت دانش با بهره گرفتن از رویکرد تلفیقی ANP و DEMATEL

 

پایان نامه تاثیر جو اخلاقی سازمانی بر نتایج حاصل از اقدامات مدیریت دانش در دانشگاه های گیلان    

دانلود پایان نامه کارشناسی ارشد:بررسی تاثیر ارتباطات سازمانی بر مدیریت دانش در شرکت مخابرات 

پایان نامه ارشد با موضوع: رابطه آموزش و اثربخشی سازمانی در شرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت با توجه به نقش تعدیل گر فرایند مدیریت دانش

پایان نامه ارشد : نقش رهبری دانش مدار بر مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی

دانلود پایان نامه:ارزیابی جایگاه استراتژیک مدیریت دانش در دانشگاه پیام نور و آزاد لارستان

دانلود مقاله رایگان بازرگانی با موضوع : مدیریت دانش

پایان نامه تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمان­های خصوصی( مطالعه موردی بانک انصار شعب غرب تهران)

 






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 22 شهريور 1397 | 18:53 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

نگاهی به متن ماده ی 712 قانون تعزیرات مصوب 1375 نشان می دهد که تهدید کیفری در آن متوجه فقرا و افراد بی خانمان است. توضیح این که برخی از نظریه های جرم شناسی که قرابتی اساسی با مارکسیسم داشته و به نظریه های جرم شناسی تضاد شهرت دارند، همواره قانون گذاران کشورهای غیر سوسیالیستی را به تلاش برای حفظ منافع طبقه ی حاکم از رهگذر جرم انگاری ویژگی های طبقاتی و عادات معمول طبقه ی فرودست جامعه متهم می کنند. طبق آموزه های این جرم شناسی، وصف جرم، ذاتی رفتار نیست، بلکه قضاوت صاحبان قدرت درباره ی ویژگی ها و رفتارهای مردم است[1] اینان معتقدند که گروه های قدرتمند اجتماعی، فرآیند تعریف رفتارهای مجرمانه را تحت نفوذ خود دارند و تعریف های حاصله را به جامعه تحمیل می کنند. برای مثال، ممکن است کش رفتن اجناس از فروشگاه ها سرقت محسوب شود، ولی در مقابل، تبلیغات تجاری دروغین، صرفا نوعی سرپیچی از مقررات تجاری تلقی گردد[2]. جرم شناسان انتقادی بر این باورند که جرم، یا محصول نظام تقنینی، قضایی و انتظامی است و یا در نحوه ی حکمرانی و تقسیم و توزیع امکانات رفاه اجتماعی از سوی نظام حاکم ریشه دارد. این جرم شناسان معتقدند که جرم انگاری برخی جرایم مانع، سرپوش گذاشتن بر قصور و ناتوانی دولت در تامین معاش، رفاه و شرایط یک زندگی مطلوب رای افراد است[3]. برخی مانند چمبلیس و سیدمن، تا آن جا پیش رفته اند که اظهار می دارند همه ی پژوهش های صورت گرفته درباره ی نحوه ی پیدایش هنجارهای قانونی، نشانگر اهمیت چشمگیر فعالیت گروه های قدرتمند و بهره ور اجتماعی (و نه منفعت همگانی) در تعیین متن و محتوای قانون هستند و هر چه موقعیت سیاسی و اجتماعی گروه بالاتر باشد، احتمال اینکه دیدگاه هایش در قوانین انعکاس یابد، بیشتر است. این جرم شناسان بر این باورند که قانون، هم در ساختار و هم در عملکرد، در جهت منافع گروه های قدرتمند جامعه عمل می کند و به منفعت عمومی، تتنها در حدی توجه می شود که با منافع گروه های قدرتمند در تعارض نباشد[4]. بدیهی است که جرم زدایی از این افعال، قانون گذاری را که به حکم قانون اساسی در اصولی همچون 3، 12، 21، 23، 29، 31 و 43 این قانون، موظف به ایجاد رفاه عمومی و رفع و ریشه کنی فقر و محرومیت است، از چنین اتهاماتی تبرئه می کند.متن کامل پایان نامه جرم تکدی گری



[1]  . Quinney، 1975:65

[2] . وایت و هینز 1386: 226

[3] . نجفی ابرندآبادی، 1392: 8-9

[4] . ولد و دیگران، 1380: 329






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 22 شهريور 1397 | 18:50 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

برای جرم انگاری اصولی، معیارهای مختلفی پیشنهاد شده است. به نظر می رسد پاسخ گویی به سه پرسش مطرح شده در گزارش کمیسیون سابق اصلاح حقوق جزا در کانادا موسوم به «حقوق جزای ما» در سال 1976 می تواند راهنمای مناسبی برای جرم انگاری متناسب باشد: 1. آیا عمل مورد نظر، به طور جدی به دیگران لطمه وارد می کند یا خیر؟ 2. آیا آن رفتار، ارزشهای اساسی جامعه را چنان شدید نقض می کند که برای جامعه آسیب زا باشد؟ 3. آیا می توان اطمینان داشت که اقدامات اجرایی لازم برای استفاده از حقوق کیفری علیه آن عمل، خود موجب نقض ارزش های اساسی جامعه نخواهد بود؟[1] معیار پیشنهادی کمسیون مذکور، قرابت های زیادی با معیار پالایش دارد. بر اساس معیار پالایش نیز باید احراز شود که بنا بر یک سری اصول و مبانی نظری (مانند اصل صدمه)، دولت مجاز به مداخله در حوزه ی حقوق و آزادی های فردی شهروندان است[2]. بر این اساس، اگر رفتار مورد نظر، در تعارض با اساسی ترین اصول پذیرفته شده ی جامعه باشد، به طوری که واکنش در قبال آن ضرورت داشته باشد، رکن اول موجود و محقق است. به نظر نمی رسد که ولگردی یا تکدی گری را بتوان معارض با اساسی ترین اصول جامعه ی ایران دانست. هر چند امکان تشخیص دقیق و احصای اجماعی اصول اخلاقی جامعه، بسیار دشوار می نماید و معیار پیشنهادی هم ضابطه و ملاک مشخصی برای کشف و درک این اصول ارائه نمی کند، به نظر می رسد
نمی توان ولگردی و تکدی گری را با عقاید و باورهای جامعه ی ایران امروز و در نتیجه با اصول اساسی پذیرفته شده ی آن، در تضاد دانست. بدیهی است هنگامی که بیشتر شهروندان جامعه ی مذهبی ایران، کمک به تهی دستان و افراد بی خانمان را یک ارزش اخلاقی برگرفته از آموزه های دینی تلقی می کنند و آیات و روایات بر و احسان به دیگران، در میان آنان مشهور است، دیگر
نمی توان از تعارض این رفتارها با اصول اخلاقی پذیرفته شده در این جامعه سخن گفت.

رکن دوم این معیار، با این رویکرد که از حقوق کیفری باید به عنوان آخرین راه حل برای کنترل اجتماعی استفاده کرد[3]. مرتبط است. بنابراین این رکن- که شامل اطمینان از فقدان روش های کمتر آمرانه و کمتر مزاحمت آمیز و احراز این امر که جز مجازات فاعل، راه دیگری برای جلوگیری از رفتار مورد نظر وجود ندارد[4]. زیرا معقول نیست که بپنداریم جرم انگاری این رفتارها و اعمال ضمانت اجرای کیفری نسبت به این موضوعات، در مقایسه با توانمندسازی اجتماعی و پیشگیری اولیه و ثانویه موثرتر است. چندان دور از ذهن نیست که تصور کنیم جرم دانستن این اعمال، فرار دولت از زیر بار تکلیف خویش مبنی بر تامین امنیت شغلی و ریشه کردن فقر (به تصریح مقدمه ی قانون اساسی ایران) در جامعه ی اسلامی و به تعبیری، جرم انگاری فقر است.

رکن سوم، به نوعی نگرش هزینه –فایده ی اقتصادی یا به عبارت دیگر، به نتایج عملی ناشی از جرم انگاری اشاره دارد؛ به این معنا که باید یقین داشت که با جرم انگاری یک عمل، دستگاه عدالت کیفری قادر به تحدید دامنه ی آن عمل می گردد و هزینه های اجرایی مداخله ی عدالت کیفری درمقایسه با منافعی که عاید جامعه می شود، ناچیز خواهد بود[5]. درباره ی این رکن هم باید گفت که گرچه جرم دانستن این اعمال، بسیار کم هزینه تر و آسان تر از اقدامات دامنه دار اجتماعی برای افزایش سطح رفاه جامعه و مقابله با فقر است، توسل به جرم انگاری، هزینه های دیگری نیز برای جامعه در پی خواهد داشت که در بخش بعدی مقاله به برخی از آن ها اشاره خواهد شد. افزون بر این، آن چه در رکن سوم مد نظر تدوین کنندگان نظریه ی جرم انگاری بر مبنای معیار پالایش بوده، احتساب هزینه ها و منافع حاصل از آن، برای جامعه به معنای اعم بوده است، نه مصالح دولت به گونه ی خاص.

متن کامل پایان نامه ارشد درمورد  جرم تکدی گری (گدایی)

[1]  . عبدالفتاح، 1381: ش41/158

[2] . حبیب زاده و زینالی، 1384: ش1/

[3]  . کلارکسون، 1374: 225

[4]  . حبیب زاده و زینالی، 1384: ش1/4

[5] . نجفی ابرندآبادی و دیگران 1383: ش37/36






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1397 | 10:24 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

نشخوار فکری

تفکر در بارۀ مشکلاتمان، بدون شک، روشی مؤثر در حل مسائل است. اگر ما در پی آن هستیم که با یکی از جریانات زندگیمان انطباق پیدا کنیم، در بارۀ آن فکر می کنیم، راه حل های مختلف را مرور می کنیم، و سپس یکی از آنها را انتخاب می کنیم. ولی بعضی اوقات، ما در مرحلۀ تفکر در بارۀ مسئله باقی می مانیم و دورتر نمی رویم و این امر بیشتر زمانی می افتد که افکار ما منفی باشند. واتكينز و مولدز[1] (2005) نشخوارفكري را افكار مربوط به احساس غم می دانند و از آن تحت عنوان نشخوار فكري غم ياد می کنند.

نشخوار فکری با افکار منفی تفاوت دارد، پاپا جورجيو و ولز در سال 2001 در مطالعه اي نشان دادند كه افكار خودآيند منفي[2]، ارزيابي هاي كوتاه و مختصري از شكست ها در بيماران افسرده اند، در حالي كه نشخوار فكري، زنجيره اي طولاني از افکار تكراري، چرخان، و خود متمركز و پاسخي به افكار منفي اوليه است (پاپاگورجیو و ولز[3]، 2001). نالن هاكسما عوامل نشخوار فكري را در والدين بيش كنترل كننده، وجود سابقه آزار جنسي، هيجاني و جسمی از دوران كودكي به عنوان عوامل معنادار در شكل گيري سبك نشخوار فكري معرفي كرده اند (نالن- هاکسما و دیویس، 1999، به نقل از آذرگون و همکاران، 1388).   

نشخوار فکری بر روی توانایی های طبیعی و انطباقی ذهن تأثیر می گذارد و منجر به مشکلات روانی بیشتر می شود، به عنوان مثال هولگین[4] (2010) بیان می دارد که نشخوار فکری فرایندی توانا است که بر روی ظرفیت شناختی[5] افراد تاثیر می گذارد و چالشی می شود که بعضی از افراد نمی توانند از اثرات منفی آن (از قبیل خستگی، استرس و اضطراب) بهبود یابند و یا بنا به گفتۀ آپتون (2011)، نشخوار فکری باعث شدید شدن و ماندگاری خلق منفی[6]، تخریب تمرکز، تخریب حافظه و اختلال در حل مسئله می شود و انگیزه را برای رفتار ابزاری[7] کم می کند و پیش بین شروع دوره های[8] افسردگی در آینده است. مطالعات دیگری نشان داده اند که نشخوار فکری باعث خلق منفی پایدار، گسترش شناختهای منفی[9]، و کاهش توانایی حل مسئله در آزمودنی های افسرده می شود (واتکینز و مولدز، 2005). بدبینی فزاینده به زندگی از دیگر عواقب نشخوار فکری است به عنوان مثال آزمایشات تجربی نشان داده اند که زمانی که به آزمودنی ها نشخوار فکری القاء می شود، آنها برای حوادث زندگی و یا مشکلات بین فردی توضیحات منفی بیشتری ارائه می دهند و همچنین در باره حوادث مثبت آینده بدبین تر هستند تا افرادی که «حواس پرتی»[10] به آنها القا می شود (لیوبومیرسکی[11] و نالن هاکسما، 1995، به نقل از موریسون و اُکانر،  2008).

نشخوار فکری از زمرۀ سبک های انطباقی[12] شمرده می شود که بیشتر به منظور انطباق با هیجانات به کار برده می شود. اسپایکر[13] (2011)، سبک های انطباقی را به سبک انطباقی متمرکز بر هیجان[14]، سبک انطباقی متمرکز بر مسئله[15]، و استراتژی انطباقی اجتناب[16] تقسیم بندی کرد و در تحقیقش به این نتیجه رسید که سبک انطباقی متمرکز بر هیجان به صورت مثبت با نشخوار فکری هم پوشی دارد. البته ناگفته نماند که نشخوار فکری متمرکز بر هیجان ویژگی انطباقی و غیر انطباقی دارد. ترینور[17] و همکاران (2003، به نقل از رود[18]، 2011) بیان می دارند که جزء انطباقی نشخوار فکری «به اندیشه فرو رفتن»[19]  می باشد که به معنی تلاش شناختی و ارادی روی حل مسئله به منظور حفظ و برگرداندن خلق است و جزء غیرانطباقی آن «منفعلانه نشستن و فکر کردن»[20] و یا تمرکز بر علائم افسردگی می باشد.

 دانلود پایان نامه

2-2-6-1 نشخوار فکری و استرس

در مورد ارتباط نشخوار فکری  (متغیری در تحقیق) و استرس باید گفت که در واقع ایندو لازم و ملزوم یکدیگرند. در توضیح این لازم و ملزوم بودن، گاستلا[21] ، 2006 (به نقل از اسپایکر ، 2011) بیان می دارد که نشخوار فکری، افکاری تکراری هستند که روی موقعیت های مشکل ساز تمرکز می کنند و خود به طور اختصاصی منبعی برای استرس در زندگی فرد می شود و یا  ونزلاف و لوکستان[22] (2003) بیان می دارند که  تلاش برای اجتناب از افکار ناخوشایند در مواجهه با عوامل استرس زا، باعث عود این افکار و نشخوار فکری بیشتر و بدخلقی می شود.

در رابطه با ارتباط بین نشخوار فکری و استرس تحقیقات زیادی صورت گرفته که همگی نشان دهندۀ ارتباط تنگاتنگ این دو متغیر می باشند. گفته می شود که نوعی از نشخوار فکری در پاسخ به استرس شکل می گیرد و نشخوار فکری هم متعاقباً منجر به استرس بیشتر می شود. بنا به گفتۀ آپتون (2011)، انواع متفاوت نشخوار فکری شامل نشخوار فکری با محتوی عصبانیت[23]، نشخوار فکری با محتوی افسردگی[24]، نشخوار فکری در پاسخ به استرس[25]، نشخوار فکری با محتوی اضطراب[26]، نشخوار فکری با محتوی درگیری های بین فردی[27]، و نشخوار فکری پس از حادثه[28] است.

مفهوم نشخوار فکری در پاسخ به استرس به این موضوع اشاره دارد که نشخوار فکری (بصورت استنتاج منفی از حوادث) که بدنبال حوادث استرس زای زندگی شکل می گیرد، منجر به سبک شناختی منفی[29] (عامل شروع سوء مصرف مواد و افسردگی) می شود (روبینسون و آلوی[30]، 2003، به نقل از رود، 2011).

مطالعات دیگر، ارتباط تجربی بین نشخوار فکری و طولانی شدن برانگیختگی فیزیولوژیکی (مشخصۀ استرس) را به اثبات رسانده اند (گلین[31] و همکاران، 2002) و یا  مطالعات نشان داده اند که نشخوار فکری در پاسخ به استرس باعث برانگیختگی روانی ممتد می شود که با افزایش فشار خون، افزایش ضربان قلب، و کاهش آر. اس.آ  [32] (تغییرات طبیعی ضربان قلب در طول چرخۀ تنفسی) خود را نشان می دهد (کِی[33] و همکاران، 2008). گذشته از مرتبط بودن استرس و نشخوار فکری به هم، محققان آنها را پیش بینی کنندۀ مشکلات روانی و اجتماعی می­دانند. نتایج تحقیقی که به وسیلۀ موریسون و اُکانر[34] (2008) انجام گرفت، نشان داد که بین نشخوار فکری و استرس ارتباط وجود دارد و ایندو پیش بینی کنندۀ آتی آشفتگی های روانی از قبیل بدخلقی، ناامیدی و افکار خودکشی هستند، این محققان بیان می دارند که نشخوار فکری یا سبک پاسخ نشخواری پیش بینی کننده اختلال در عملکرد اجتماعی است و این اختلال در حضور استرس بیشتر خواهد شد.

 

2-2-7 تنظیم هیجانی

راهبردهای تنظیم هیجان شامل نه راهبرد مقابله ای شناختی[35] متفاوت، یعنی خود ملامت گری، پذیرش و عینیت بخشی، نشخوار فکری، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد روی برنامه ریزی، ارزیابی مجدد مثبت، تسهیل حادثه از طریق کل نگری، فاجعه سازی، و سرزنش دیگران می شود (گارنفسکی[36] و همکاران، 2002). آمستادتر[37] (2008) بیان می دارد که تنظیم هیجان وجه ذاتی گرایش های پاسخ های هیجانی است. در واقع ساختار تنظیم هیجانی از مفهوم وسیعتر «انطباق»[38] تکامل یافته است و به معنی کاربرد استراتژی های شناختی و رفتاری به منظور تنظیم شدت، طول و بیان عواطف می باشد (تامپسون، 1994، به نقل از لی مولت، 2012). به طور کلی، ترکیبی از فرایندهای فیزیولوژیکی، رفتاری، و شناختی فرد را قادر می سازد تا تجربه و ابراز هیجانات منفی و مثبت را تنظیم نماید (بریجز و همکاران، 2004).

نقش تنظیم هیجانی و چگونگی تأثیر آن بر زندگی ما موضوع تحقیقات اخیر زیادی بوده است. از منظر عملگرایان معاصر[39]، نقش های مهم هیجانات شامل مهیا کردن پاسخهای رفتاری ضروری، تعدیل تصمیم گیری، تقویت حافظه برای حوادث مهم، و تسهیل روابط بین فردی م




ادامه ي مطلب

امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1397 | 10:23 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

اعتیاد و استرس

در بین عواملی که در شروع مصرف مواد و عود ذکر شدند، بعضی مهمتر از بقیه می باشند به عنوان مثال استرس که از فاکتورهای خطرزا می باشد، عامل مهمی در عود مصرف مواد است. محققان مختلفی نقش مهم استرس را در روی آوری به اعتیاد و عود مصرف آنها به اثبات رسانده اند. به عنوان مثال نتایج تحقیقی که توسط سینها[1] و همکاران (2008) انجام گرفت، نشان داد که مکانیزم هایی که به استرس مربوطند در ابتلا به اعتیاد و عود آنها به عنوان اختلالات مزمن، سرنوشت سازند. به طور طبیعی، فعال شدن دو سیستم مرتبط یعنی سیستم نورواندوکرین[2] و سیستم عصبی خودمختار[3] در پاسخ بیولوژیکی به استرس در انسانها عمل می کند بدین صورت که این دو سیستم بدن را برای عمل مهیا می کند؛ جزء اصلی برای کنترل استرس در سیستم نورواندوکرین، محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال[4] HPA است (پاتچو و پاتچو[5]، 2006). به گفتۀ بِرِوِر[6] و همکاران (2009)، استرس در «اختلالات سوء مصرف مواد»[7] عامل مهمی به شمار می رود. حوادث استرس زا و آشفتگی های روانی مکرر در بین افرادی که «اختلالات سوء مصرف مواد» دارند، به عنوان دلایل عود مصرف مواد ذکر شده اند (والاس[8]، 1989، به نقل از بِرِوِر و همکاران، 2009). در کل، مدارک قابل ملاحظه ای وجود دارند که بیان می دارد زمانی که افراد پاک شده از مواد، در معرض استرس قرار می گیرند حالت برانگیختگی رو به گسترشی مانند القاء شدن به وسیلۀ محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد، در آنها به وجود می آید (بِرِوِر و همکاران، 2009). در کل به خوبی مشخص شده است که استرس، پیش آگهی آشفتگی های روانی می باشد (چنگ[9]، 2001، به نقل از موریسون و اُکانر، 2005).

 

2-2-5  درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR

درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی»[10] توسط جان کابات- زین[11] ابداع شده است. این درمان هم اکنون در بیش از 240 بیمارستان و کلینیک در آمریکا  و کشورهای خارجی آموزش داده می شود (آپل و کیم آپل، 2009). رویکرد کابات- زین برای درمان سوء مصرف مواد شامل وارسی بدن (فن آگاهی از بدن)، یکسری از تغییرات عمدی را در بر می گیرد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوۀ بدون داوری متمرکز می شود (کابات- زین، 1990، به نقل از زگیرسکا و همکاران، 2009 ). این درمان یک مداخلۀ درمانی 8 هفته ای است که شرکت کنندگان هفته ای یکبار برای تقریباً 5/2 ساعت به اضافۀ یک روز کامل ملاقات می شوند. در این درمان گرچه تکنیک ذهن آگاهی به صورت خالص و بدون کاربرد دیگر درمان های تکمیلی استفاده می شود، اما در خود مداخلات شناختی، رفتاری و آموزشی- روانی را دارا است (دیمیدجیان و لینهان[12]، 2003؛ رومر و اورسیلو[13]، 2003). 

كابات- زين تعريف خود از ذهن آگاهي را به صورت مفهوم سازي كيفي ارتقا بخشيد و نشان داد كه چگونه یک فرد از سلامت خود در فرايند ذهن آگاهي مراقبت کند (کابات-زین، 1990). كابات زين در 1990 ذهن آگاهي را به عنوان آگاهي قضاوتی لحظه به لحظه تعريف مي كند، او در سال 1994 توجه كردن به اهداف در حال حاضر به شيوه خاص و به صورت غير قضاوتي را ذهن آگاهي مي داند و در سال 2003 تعریف خود را كامل تر كرده و ذهن آگاهي را نوعي از آگاهي مي داند كه از طريق توجه به اهداف واقعي و بودن در زمان حال، بدون قضاوت راجع به تجربيات آشکار لحظه به لحظه پدیدار می گردد (کابات-زین، 2003).  شاپيرو[14] و همکاران (1998) با افزودن 5 كيفيت به 7 کیفیت  مطرح شده از سوي كابات زين، مجموع آن ها را به 12 کیفیت رسانيدند، اين كيفيت ها عبارتند از: غير قضاوتي، پذيرش، صبر، اعتماد، بازبودن، رها سازي، آرامي، سخاوت، همدلي، سپاسگزاري، مهرباني عاشقانه، و ملايمت (به نقل از آذرگون و همکاران، 1388).

هیمل اشتین[15] (2011) بیان می دارد که درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» تاریخی طولانی از تحقیق دارد و در کاهش استرس و افزایش سلامتی روانی در جمعیت های مختلف در طول 3 سال گذشته، ثبات نشان داده است. همچنین ثابت شده است که کاربرد این درمان باعث کاهش یافتن کورتیزول[16] بزاق (که نوعی واکنش به استرس می باشد) شده است ( کارلسون[17] و همکاران، 2004). در کل، مطالعات جدید مراقبۀ ذهن آگاهی بر اساس رویکرد اصلی کابات- زین را برای درمان سوءمصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده اند (کابات-زین، 1990).

محققانی دیگری از قبیل گراسمَن و همکاران (2004)، گریسون و همکاران (2011)، اسپکا و همکاران (2011)، و گرامر و همکاران (2012) هم در پژوهش های خود به نتایج مثبت درمان MBSR بر افزایش سلامتی در آزمودنی ها دست یافتند.



[1]-Sinha

[2]- Neuroendocrine

[3]- Autonomic Nervous System

[4]- Hypothalamus-Pituitary-Adrenal Axis (HPA Axis)

[5]-Patchev and Patchev

[6]-Brewer

[7]- Substance Use Disorders (SUDs)

[8]-Wallace

[9]-Cheng

[10]- Mindfulness-Based Stress Reduction (MBSR)

[11]- Joan Kabat-Zinn

[12]-Dimidjian and Linehan

[13]-Roemer and Orsillo

[14]-Shapiro

[15]-Himelstein

[16]- Cortisol

[17]-Carlson






ادامه ي مطلب

امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1397 | 10:23 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

ارتباط بین اعتیاد و ذهن آگاهی و چگونگی تأثیرپذیری آن از ذهن آگاهی و همچنین ارتباط اعتیاد با استرس در زیر شرح داده می شوند.

 

2-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهی

تحقیقات زیادی نشان می دهند که تمرین های مراقبه از قبیل ذهن آگاهی برای جلوگیری از اعتیاد و نیز  در درمان آن موثر هستند. بوئن و همکاران (2009) بیان می دارند که ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی، تنظیم و تحمل عوامل بالقوه ای که منجر به عود مصرف می شوند، توانایی مقابله با محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد[1] منتهی به عود را افزایش می دهد و چرخه اتوماتیک قبلی رفتارهای سوء مصرف مواد را قطع می کند. لارمیر[2] و همکاران (1999) بر این عقیده اند که ذهن آگاهی یعنی قبول زمان حال، در حالیکه اعتیاد خواسته تکراری برای اجتناب از زمان حال است که منتهی به برانگیختن انگیزه برای سوء مصرف مواد می شود. در جریان عود مصرف، آگاهی و قبولی[3] که به وسیله ذهن آگاهی تقویت شده است ممکن است به تشخیص و کاهش سرزنش، احساس گناه، و تفکر منفی که باعث افزایش خطر عود مصرف می شود، کمک کند (برزلین و همکاران، 2002).

در تحقیقی که توسط تیزدیل و همکاران (1999،  به نقل از برزلین و همکاران، 2002) صورت گرفت، یک تحلیل پردازش اطلاعات[4] از عود مصرف مواد به صورت زیر ارائه شده است:

تمرین های ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی و توجه یا حساسیت زایی[5] به الگوهای افکار و هیجاناتی که به صورت بالقوه باعث هدایت به عود مصرف می شود و همچنین حساسیت زدایی[6] از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد به خصوص عاطفۀ منفی (از طریق درگیری کامل با محرکهای عاطفه منفی) به جلوگیری از عود مصرف کمک می کنند. در واقع این تحلیل پردازش اطلاعات، دو مسیر اساسی را برای مصرف مواد تشخیص می دهد: 1- نیمه هوشیار[7] (فعال شدن شبکۀ حافظه[8] مرتبط به مواد) 2- هوشیار[9] (خودکارآمدی و انتظارات پیامد[10])؛ دو روشی که به وسیلۀ آنها ذهن آگاهی می تواند توانایی پاسخ دادن به صورت انعطاف پذیر و با آگاهی بالا در چالش با عاطفۀ منفی را افزایش و احتمال عود مصرف را کاهش دهد. این مطلب بدین معنی است که حساسیت زایی توجه به فرایندهای نیمه هوشیار و حساسیت زدایی هیجان (تحمل عاطفۀ منفی و شناخت های منفی) که هوشیار است، منجر به جلوگیری از عود مصرف مواد می شود.

بر اساس گفتۀ بلیک[11] و همکاران (2011)، مراقبۀ ذهن آگاهی از انواع عملکردهای شناختی سطح بالاست که می تواند سوء مصرف مواد را تحت الشعاع خود قرار دهد. امروزه درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در انواع مختلفی از اختلالات روانی راه پیدا کرده است، این درمان ها شامل افسردگی اساسی، اختلال اضطراب منتشر، اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، و سوء مصرف مواد است (کومار و همکاران، 2008). چندین مطالعه کارآمدی مداخلات روانی بر پایۀ ذهن آگاهی را در جلوگیری از افسردگی اساسی، اضطراب، روان پریشی، مشکلات تصویر بدن[12]، و سوء مصرف مواد را هم در جمعیت بالینی و هم غیربالینی نشان داده اند (چمبرز و همکاران، 2009).

مراقبۀ ویپاسانا[13] ، تمرینی بودایی بر پایۀ ذهن آگاهی، جایگزینی است برای افرادی که نمی خواهند در درمانهای اعتیاد سنتی شرکت جویند و یا در این درمانها موفق نبوده اند (بوئن و همکاران، 2006). به طور کلی، امروزه از مهارت های ذهن آگاهی به عنوان روشی برای مقابله کردن با تحریکاتی که باعث عود مصرف می شوند، استفاده می شود.



[1]- Triggers

[2]-Larmier

[3]- Awareness and Acceptance

[4]- Information Proccesing Analysis

[5]- Sensitization

[6]- De-Sensitization

[7]- Preconscious

[8]- Memory Net

[9]- Conscious

[10]- Outcome Expectancies

[11]-Blake

[12]- Body Image

[13]- Vippassana Meditation (VM)






ادامه ي مطلب

امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

ذهن آگاهی

متغیر درمانی مهم در تحقیق جاری ذهن آگاهی است. این مفهوم در سال های اخیر در دنیای درمان جایگاه خاصی پیدا کرده است. مفهوم «ذهن آگاهی» از مذهب بودا[1] با سنت 2500 ساله از هند شروع شده و بعد از دگرگون شدن به غرب دور راه پیدا کرده است (آپل و کیم-آپل، 2009). ذهن آگاهي در آيين بودا  تحت عنوان توجه محض يا ثبت غير استدلالي رويدادها بدون واكنش یا ارزیابی  ذهني تعريف شده است (کارداسیوتو[2]، 2005)، در واقع ذهن آگاهی واکنشی پیشگیرانه برای افکاری است که ما را غمگین یا مضطرب می کند و به ما کمک می کند تا به حالت تعادل بعد از هیجان های تجربه شدۀ منفی بازگردیم (هریس[3]، 2013).

محققان بسیاری تأثیر ذهن آگاهی را بر احساسات، هیجانات، و ادراکات ما را مورد بررسی قرار داده اند و به تعاریف و نتایج قابل توجهی دست یافته اند به عنوان مثال، ذهن آگاهی به عنوان یک احساس بدون قضاوت[4] و متعادل از آگاهی[5] تعریف شده است که به واضح دیدن و پذیرش هیجانات و پدیده های فیزیکی، همان طور که اتفاق می افتند، کمک می کند (نف، 2003). افراد ذهن آگاه واقعیات درونی و بیرونی را آزادانه و بدون تحریف ادراک می کنند و توانایی زیادی در مواجهه با دامنه گسترده ای از تفکرات، هیجانات و تجربه ها (اعم از خوشایند و ناخوشایند) دارند (براون و همکاران، 2007).

آپل و کیم- آپل (2009) بیان می دارند که مراقبۀ ذهن آگاهی با «آرمیدگی»[6] تفاوت دارد، بدین صورت که در آرمیدگی فرد به احساسات بدنی[7] و تنفس توجه می کند ولی در مراقبه ی ذهن آگاهی افکار و هیجانات در حالت آرامش مورد قبول ذهن واقع می شوند. هر چند هدف اصلي ذهن آگاهي آرام سازي نيست اما مشاهدۀ غيرقضاوتي رويدادهاي منفي دروني يا برانگیختگی فيزيولوژي باعث بروز اين حالت مي شود (بورکووِک[8]، 2002).

در واقع ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به تجربیات لحظه به لحظه مانند احساسات فیزیکی، هیجان، ولع، و تنش است و این توجه در حالی است که تجربیات بدون اقدام، بدون قضاوت، بدون نشخوار فکری و بدون تلاش در ثبت آنها مورد قبول ذهن واقع می شوند (دیویس و همکاران، 2007). زمانی که ما مستقیماً به چشم هیجانات آزاردهنده نگاه می کنیم و درک می کنیم که هیجانات چه هستند و چگونه عمل می کنند، به همان اندازه بیشتر از جلو چشمانمان ناپدید می شوند مانند سیاهی جنگل  که زیر خورشید صبحگاهی به تدریج ناپدید می شود و زیبایی های آن آشکار می شود. بعد از آن هر زمان که هیجانات فوران کنند، آنها باعث زنجیره ای از افکار که ما را به اقدام مجبور می کنند، نمی شود. مراقبۀ ذهن آگاهی، ممکن است منجر به تسهیل رشد بینشِ فراشناختی[9] شود، زیرا در این مراقبه (مانند بینش فراشناختی)، افکار و حوادث به صورت گذرا، ذهنی و غیر واقعی درک می شوند تا تجلی دقیق حقیقت (بیشاپ و همکاران، 2004).

دانلود پایان نامه

با تمرین مهارت های ذهن آگاهی که نوعی آگاهی لحظه به لحظه می باشد، فرد به الگوهای افکار، احساس و تعاملاتش با دیگران بینش پیدا می کند و در نتیجه می تواند ماهرانه و بطور ثمربخش، نه اینکه به صورت اتوماتیک و ازروی عادت و ناهوشیارانه، پاسخ مناسب دهد (تیزدیل[10] و همکاران، 2000). ناگفته نماند که این مهارت احتیاج به تمرین دارد. دیویس و همکاران (2007) بیان می دارند که ذهن آگاهی یک مهارت است و مانند یادگیری یک آلت موسیقی، نیاز به تمرین روزانه و تکراری دارد. از دیدگاه روانشناسی غرب، وقتیکه ذهن آگاهی هم از طریق مراقبه رسمی و هم با تمرین روزانه یاد گرفته می شود یک فرایند بیداری[11] اتفاق می افتد( کابات-زین، 1999).

پژوهشگرانی از قبیل دیویدسون و همکاران (2003)، مالیبوف- هرتیوباس (2013)، نریمانی و همکاران (1389)، نجاتی و همکاران (1390)، موسویان و همکاران (1389)، صادقی و همکاران (1389)، بساک نژاد و همکاران (1390)، و حناساب زاده اصفهانی و همکاران (1388، 1389) در پژوهش های خود به نقش مثبت ذهن آگاهی یا درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامتی پی بردند.



[1]-Budhha

[2]-Cardaciotto

[3]-Harris

[4]- Non-Judgmental

[5]- Awareness

[6]- Relaxation

[7]- Body Sensations

[8]-Borkovec

[9]- Metacognition Insight

[10]-Teasdale

[11]- Awareness






ادامه ي مطلب

امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1397 | 7:24 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

عود مصرف مواد

دانلود پایان نامه مقاله تحقیق

به طور کلی، تحقیقات فاکتورهای خطر بیشماری را در فرایند مصرف و عود مصرف مواد نشان داده اند، این فاکتورها شامل عاطفۀ منفی[1]، انگیزه[2]، اشتیاق[3]، ولع مصرف[4]، استرس های بین فردی، خودکارآمدی[5]، و مهارت های انطباقی ناکارآمد[6] در موقعیت های پرخطر[7] می باشند. (ویکی ویتز[8] و همکاران، 2004). در تحقیقی دیگر نشان داده شده است که موقعیت های پرخطری که منجر به عود مصرف مواد می شوند شامل موارد زیر است: موقعیت های عاطفۀ منفی مانند هیجانات ناخوشایند، ناراحتی فیزیکی و درگیری با دیگران؛ موقعیت های عاطفۀ مثبت[9] مانند هیجانات خوشایند، اوقات لذت بخش با دیگران و فشار اجتماعی برای نوشیدن؛ انگیخته ها و تست کنترل[10] (برزلین[11] و همکاران، 2000). مطالعات رو به گسترش از این دیدگاه حمایت می کنند که به خصوص عاطفۀ منفی محرکی بالقوه برای رفتارهای کاووش مواد[12] و عود مصرف سیگار می باشد (بیکر[13] و همکاران، 2004). از سویی، نیوتن[14] و همکاران (2009)، جنبه های ویژۀ رفتاری را که منجر به عود مصرف مواد می شوند به موارد تقویت منفی ( اجتناب از درد)[15]، تقویت مثبت ( لذت جویی)[16]،  پاداش قابل توجه (ولع مصرف)[17]، یادگیری پاسخ به محرکها (عادتها)[18]، اختلالِ کنترل بازداری (تکانشگری)[19] تقسیم بندی کرده اند.

 بنا به گفتۀ کاپلان و سادوک (ترجمه ربیعی، 1378)، «عوامل خطرساز برای سوء مصرف مواد و عود عبارتند از میزان بالای تعارضات خانوادگی، مشکلات تحصیلی، بروز همزمان اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک و افسردگی، مصرف مواد از سوی همسالان و والدین، و تکانشگری و شروع زودرس مصرف سیگار؛ هر چه تعداد عوامل خطرساز در یک فرد بیشتر باشد احتمال مصرف مواد در اولویت است» (ص 644-643).

علل دیگر عود مصرف را به فرایندهای ناکارآمد شناختی و هیجانی ربط می دهند. بنا به گفتۀ هِیمن[20] (2011)، عوامل تداوم بخش رفتارهای اعتیاد آور شامل ولع مصرف  و کژکاری در تنظیم شناختی و هیجانی است. به نظر می رسد که ولع مصرف مواد به وسیلۀ فرایندهای شناختی- هیجانی خودکار یا غیر خودکار کنترل می شوند، به گونه ای که نظریه های ولع مصرف عموماً تأکید می کنند اشتیاق ها[21] در افراد با فعال شدن هیجان ها و انگیزه های جستجوی مواد در ارتباط هستند (تیفانی[22]، 1990، به نقل از کیانی و همکاران، 1391). هدف قرار دادن فاکتورهای خطرزا، موقعیت های پرخطر، جنبه های ویژۀ رفتاری، و پردازش های شناختی و هیجانی ناکارآمد که منجر به عود مصرف مواد می شوند یک اولویت درمانی ضروری محسوب می شود.



[1]- Negative Affect

[2]- Motivation

[3]- Urge

[4]- Craving

[5]- Self-Efficacy

[6]- Dysfunctional Coping Skills

[7]- High Risk Situations

[8]-Witkiewits

[9]- Positive Affect

[10]- Urges and Testing Control

[11]-Breslin

[12]- Drug-Seeking

[13]-Baker

[14]-Newton

[15]- Negative Reinforcement (Pain avoidance)

[16]- Positive Reinforcement (Pleasure seeking)

[17]- Incentive Salience (Craving)

[18]- Stimulus Response Learning (Habits)

[19]- Inhibitory Control Dysfunction (Impulsivity)

[20]-Heymen

[21]- Urges

[22]



ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 10 شهريور 1397 | 7:24 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

مت آمفتامین

از زمان های پیش از تاریخ تاکنون، بشر به امید کاهش درد جسمی یا تغییر حالت های هشیاری، از مواد مختلفی استفاده کرده است. با وجود پیامدهای زیانباری که مصرف چنین موادی برای بدن دارد، اثرات اولیۀ آنها معمولاً خوشایند است و همین عاملی است که شاید ریشۀ اختلالات مربوط به مواد باشد. مواد مخدر غیر از ایجاد وابستگی، پله پله به درجاتی متفاوت آسیب های متنوع عصبی و جسمی در فرد مصرف کننده ایجاد می­نمایند. در این شرایط تابلوی کامل بیماری اعتیاد با ترکیبی از وابستگی و تخریب قابل مشاهده است. این تخریب و وابستگی در سوء مصرف موادی همچون آمفتامین ها بیشتر از سایر مواد است. بر اساس گفتۀ کرینگ[1] و همکاران (2007، ترجمه شمسی پور، 1388)، «مصرف آسیب شناختی مواد به دو مقوله تقسیم می­شود 1- سوء مصرف مواد[2] و 2- وابستگی به مواد[3]؛ سوء مصرف مواد خطر کمتری دارد اما وابستگی به مواد که اعتیاد[4] هم گفته می شود، در DSM-IV-TR به صورت وجود مشکلات فراوان در ارتباط با مصرف مواد مشخص می شود و شامل تحمل[5] یا ترک[6] است» (ص 374).

بنا به گفتۀ گرانادو[7] و همکاران (2013)، مت آمفتامین یک مادۀ محرک اعتیاد آور و محرک شدید سیستم عصبی مرکزی[8] می­باشد که از گروه داروهای سینتتیک و از نظر شیمیایی به آمفتامین ها تعلق دارد، با این وجود تأثیرش بر سیستم عصبی مرکزی بسیار بیشتر از ترکیبات مادری خود می باشد. اين مادۀ به شدت اعتيادآور بر سيستم دوپامينرژيک[9] مغز اثر مي گذارد و بلافاصله پس از مصرف حالتي به نام «فلاش»[10]  يا «راش»[11] (اوج لذت) در فرد ايجاد مي شود (اختیاری و همکاران، 1389) که همین امر اشتیاق را برای مصرف دوباره برمی انگیزاند. نام گذاري اين دسته از مواد هم روز به روز دچار دگرگوني مي شود كه اين به دليل ماهيت ساختاري اين داروها بوده، به طوري كه با اندكي تغيير، داروهاي جديدتري با اثرات متفاوت بر سيستم اعصاب مركزي توليد مي­گردد. سوء مصرف مت آمفتامین (موشک)[12] در دهۀ 1990 به شدت بالا گرفت، برخی برآوردها نشان می دهد که 7/4 میلیون نفر در آمریکا زمانی مت آمفتامین را امتحان کرده اند (انگلین[13] و همکاران، 2000، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، علاوه بر این، بنا به گفته کرینگ و همکاران، مرگ و میر مرتبط با مت آمفتامین بین سال های 1991 و 1994 سه برابر شده است. «آمفتامین های قابل دسترس عمده در ایالات متحده عبارتند از : دکستروآمفتامین[14]، مت آمفتامین[15]، نمک مخلوط دکستروآمفتامین- آمفتامین[16]، و متیل فنیدیت[17]؛ سایر مواد شبه آمفتامین عبارتند از افدرین، پسودوافدرین، و فنیل پروپانولامین (PPA) که در ایالات متحده بدون نسخه برای رفع احتقان بینی مصرف می شوند» (سادوک و سادوک[18] ، 2007، ترجمه رضاعی، 1387، ص509).

بنا به گفتۀ هارادا[19] (2012)، تقریباً 22% از جمعیت زندانیان ژاپن در سال 2009 به علت تخلفات مرتبط با قوانین کنترل مواد محرک منجمله مت آمفتامین ها به زندان افتاده اند، و این در حالی است که هنوز هیچ درمان سیستماتیکی برای این جمعیت ابداع نشده است. هارادا در پژوهش خود درمانی را بر اساس مدل درمانی ماتریکس برای زندانیان طراحی و اجرا کرد؛ در این پژوهش، اثربخشی این مدل جدید به اثبات رسید بدین صورت که زندانیان با کسب مهارت های انطباقی بالا توانستند عود مصرف مواد را کاهش دهند.

براساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «آمفتامین ها از گروه محرک ها[20] هستند که با تأثیر گذاشتن روی مغز و دستگاه عصبی سمپاتیک، هشیاری و فعالیت حرکتی را افزایش می دهند، این مواد، محرک های مصنوعی اند ولی کوکائین محرک طبیعی است که از برگ گیاه کوکا گرفته می شود» (ص 394). بر طبق متن بازنگری شده چاپ چهارم کتابچه آماری و تشخیصی اختلالات روانی (DSM- IV- TR)، شیوع وابستگی و سوء مصرف آمفتامین در طول عمر 5/1 درصد و نسبت ابتلای مرد به زن یک است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1387). واکیا و مونتویاب[21] (2009) بیان می دارند که سوء مصرف مت آمفتامین به صورت جهانی درآمده و غذا و داروی خاص تأیید شده ای برای درمان این اختلال وجود ندارد، بنابراین مداخلات روانی، اساس درمان سوء مصرف و وابستگی به مت آمفتامین می باشد. تنها درمان موثر برای این گروه از مواد، درمان های روان شناختی از جمله ماتریکس می باشد. مدل درمانی ماتریکس  اساساً در پاسخ به اپیدمی مصرف کوکائین در دهه 1980 به وجود آمد (اُبرت[22] و همکاران، 2000) و امروزه از این الگوی درمانی برای درمان وابستگی به مت آمفتامین استفاده می شود. راوسون و همکاران (2002) هم بیان می دارند که بر خلاف اپیدمی رو به گسترش این ماده در آمریکا، هیچ درمان فارماکولوژیکی مؤثری که اختلال را درمان کند ابداع نشده است. بر اساس گزارش جهانی دارو[23] (2012، به نقل از گرانادو و همکاران، 2013)، هم اکنون 52-14 میلیون مصرف کنندۀ ترکیبات آمفتامین در سطح جهان وجود دارند که این میزان فراتر از تعداد معتادان به کوکائین و کانابیس (حشیش) شده است. سادوک و سادوک (ترجمه رضاعی، 1387) بیان می دارند که «بر خلاف کوکائین که باید از خارج وارد شود، مت آمفتامین یک داروی صناعی است که می توان آن را در آزمایشگاه های غیرقانونیِ محلی تولید کرد» (ص 509).

بر اساس گفتۀ کرینگ و همکاران (ترجمه شمسی پور، 1388)، «بر خلاف سوء مصرف سایر آمفتامین ها که تفاوت های جنسیتی اندکی در آنها دیده می شود، مردان بیش از زنان گرایش به سوء مصرف مت آمفتامین دارند» (ص 396). مک کان[24] و همکاران (2008) بیان می دارند که مت آمفتامین ممکن است به سرعت تحمل ایجاد کند؛ بنا به گفته این محققان، علامت های شایع مصرف مزمن این ماده شامل سندرم مفصل آرواره[25]، پوسیدگی شیمیایی دندان[26] (بدون درگیری باکتریایی)، و درد عضلات[27] می باشند. با استفاده از حیوانات آزمایشی و همچنین نمونه های انسانی، تأثیرات سمی مت آمفتامین در مغز بررسی شده است، بنا به گفتۀ کراسنووا و کادت[28] (2009)، این تأثیرات شامل 1- آسیب به پایانۀ دوپامینی[29](سامانۀ دوپامینرژیکی) و 2- از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین[30] می باشند؛ بنا به گفته این محققان، تأثیرات سمی طولانی مدت مصرف مت آمفتامین  منجر به آسیب پایانۀ دوپامینی (مانند کاهش نشانگرهای[31] دوپامینرژیکی از قبیل تیروزین هیدروکسی لیز[32] و انتقال دهندۀ دوپامین) بیشر در ناحیۀ استریاتوم (کودیت- پوتامن)[33]، هستۀ قاعده ای دمدار[34]، و کمتر در نواحی قشر مخ، تالاموس، هیپوتالاموس، و هیپوکامپ[35] می شود؛ اسچمیود و بویر[36] (1997، به نقل از گرانادو و همکاران ، 2013) هم بیان می دارند که  از بین رفتن سلول های عصبی تولید کنندۀ دوپامین در ناحیۀ جسم سیاه[37] اتفاق می افتند. بر اساس پژوهش تامپسون[38] و همکاران (2004، به نقل از کرینگ و همکاران، ترجمه شمسی پور، 1388)، «حجم هیپوکامپ در میان مصرف کنندگان دائمی مت آمفتامین کوچکتر بود و این امر با عملکرد ضعیف تر در یک آزمون حافظه همبستگی داشت» (ص 396).

به طور کلی، تخریب ناشی از مصرف متامفتامین بیش از سایر مواد مخدر رایج می باشد، لایر[39] و همکاران (2010) بیان می دارند که وابستگی طولانی مدت به آمفتامین ها و منجمله متامفتامین به اختلالاتی در انتشار خونی مغز، اختلالات متابولیسم، و اختلالاتی در مادۀ سفید مغز ارتباط داده شده است؛ ترکیبی از این اختلالات، مکانیزم بیولوژیکی ایجاد می کند که می تواند به صورت بالقوه منجر به اثرات زیانبار اولیه و یا ثانویه بر قشر ماده خاکستری مغز شود. نقص در عملکرد نوروترانسمیترهای[40]



ادامه ي مطلب
امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,

تاريخ : 9 شهريور 1397 | 15:21 | نویسنده : رسول | بازدید : 0

 

بيماريهاي عمومي

سوختگي برگ: برگهاي زبان گنجشك، راش، doywood، نارون، افرا وبلوط اغلب مورد حمله سوختگي هستند وبيماري غيرمسري كه علت آن قهوه اي يا سرخ شدن بين رگ‌ها يا درامتداد حاشيه برگها است. معمولاً سوختگي درطول جولاي وآگوست پيشرفت مي‌كند. به ويژه آن دردوره بعد از خشكيدگي، بادها ودرجه حرارت بالا، وقتي كه ريشه‌ها نمي‌توانند آب كافي به درخت برسانند، مقدارزياد آب ازدست رفته برگ‌ها را جانشين مي‌كنند.

اين حالت ممكن است همچنين ناشي از خاكهاي كم عمق، ريشه‌هاي حلقه برداري شده از پايه درخت، بيماري‌هاي ريشه، خشكيدگي وبيماري هايي كه درخت را ضعيف مي‌كند باشد. خز،‌كاج، ونوئل اغلب سوختگي برگ را مانند بادزدگي قهوه اي نوك برگ كاج نشان مي‌دهد. سوختگي برگ كاج ممكن است ناشي از خشكي وگرماي هوا يا بادهاي طولاني در طول هواي سرد باشد.

سفيدك پودري: قارچ دسته پودري برگهاي گوناگون درختان را آلوده مي‌كند، زخم‌هاي سفيد يا خاكستري پودري توليد مي‌نمايد كه روي سطح برگ را مي‌پوشاند.... سياه وريز بدنه از قارچ‌هاي سفيدك پودري اغلب روي زخم‌هاي سينه پيدامي شوند.

كپك دوده اي: قارچ‌هاي گوناگون به صورت ساپروفيت روي تراوشات عسلك رشد مي‌كنند، ازاين حشرات مانند شته وفلس ها. اين شكل از قارچها از رشد دوره سفت وبه هم چسبيده به وجود مي‌آيد. تقريباً يا كاملاً‌ برگ‌هاي كاج از چندين هميشه سبزها وبرگ‌هاي نارون، زيرفون، ماگنوليا، افرا ودرخت گل لاله را مي‌پوشاند.

بنابراين، كپك سخت روي برگ‌ها را بدنما مي‌پوشاند، آن سخت به نظرمي رسد اما مانعي درساخت غذا بين برگ‌ها مي‌باشد.

بيماريهاي مخصوص درخت‌ها

درآدرس اينترنتي زيربه مطالب قابل دسترس درمورد بيماريهاي عمومي گياهان سبز شده درگلخانه‌ها داخلي، بيروني ودورنما وفضاي سبز اشاره اي شده است. از بهترين وبيشترين مرجع قابل دسترس براي بيماريهاي ليست شده اينجا است.

آنتراكتوز يا لكه برگي

قارچ Gloesporium aridum عامل بزرگي، لكه‌هاي قهوه اي نامنظم كه معمولاً‌ درامتداد كناره‌هاي برگهاست مي‌باشد. برگهاي مبتلا به طورنابهنگام مي‌افتند. قارچ دربرگهاي بيمارافتاده زمستانگذاري مي‌كند.

سوختگي برگ – مشاهده بيماريهاي عمومي

زنگ: قارچ puccinia sparyanioides، عامل توأم، بدشكلي ناحيه برروي برگها وشاخه‌هاي كوچك است. ناحيه‌هاي متورم با فنجان‌هاي ريزي پوشيده مي‌شوند. به اندازه اي كه اين پودرهاي زرد توده‌هاي هاگ توسعه پيدا مي‌كنند اين اسپورها نمي‌توانند مجدداً برگها وشاخه‌هاي كوچك زبان گنجشك را آلوده كنند، اما آنها مي‌توانند به طوركامل علفهاي مرداب را آلوده كنند، وروي آن به حالت اسپورزمستانگذاري كنند. آلودگي مجدد زبان گنجشك دربهاربه واسطه اسپورهاي روي علفها رخ مي‌دهد.

صنوبر

مشاهده درخت تبريزي (سپيدار)

لاله درختي

مشاهده نم دار

راش (محرز – چوب سرخ)

بيماري پوست درخت راش

اين بيماري به علت محله مشترك.... به پوست درخت راش وقارچ Nectria cuccinea مي‌باشد. محله‌هاي به پوسته هميشه زودتراز حمله به درخت توسط قارچ مي‌باشد. قارچ درعدم وجود حشرات پوسته خوارتوانايي خسارت به درخت را ندارد. سوراخ‌هاي تغذيه حشرات پوسته خوارجاي محل ورود براي قارچ‌ها است كه پوست درخت مي‌ميرد.

چنان كه ناحيه بزرگي از پوست درخت خسارت ديده، درخت روبه زوال ومي ميرد. بيماري ممكن است خيلي از درخت‌هاي راش را درناحيه جنگل‌ها از بين ببرد.

 

 

اقاقياي سياه

بيماري جارويي: عامل ويروسي غيرمعمول روي جوانه‌ها پيشرفت مي‌كند وجوانه‌ها لاغروكوتاه مي‌شوند به همراه كوچكترشدن برگهاي طبيعي،‌جوانه‌ها روي اين شاخه‌هاي نانك به صورت غيرعادي شاخه شاخه رشد مي‌كنند كه نتيجه آن درخت شبيه جارويي ظاهرمي شود. معمولاً جارويي شدن دراواخرتابستان اتفاق مي‌افتد واغلب جوانه درطول زمستان مي‌ميرند. ريشه‌هاي درخت آلوده كوتاه وسياه هستند وريشه‌ها به صورت غيرعادي شكننده وزياد منشعب مي‌شود وريشه‌هاي شبيه به جارو ظاهرمي شود.

BUTTERNUT

سرخشكيدگي: قارچ MELAN CONIS JUGLANDIS پوست درخت بد رنگي را روي شاخه‌ها توليد مي‌كند. عامل سرخشكيدگي به سمت شاخه‌هاي تنه پايين پيشرفت مي‌كند. سرانجام درخت دراثرآلودگي شديد مي‌ميرد. شاخه‌هاي مرده از جوشهاي سياه وكوچك پوشيده شده است، تنه.... قارچ عامل بيماري است.

درهواي مرطوب اسپورهاي نفوذي بيرون مي‌ريزند دربدنه هاي.... جمع مي‌شود از... سياه وترشح مي‌كنند ومي سوزانند شاخه‌هاي آلوده ديگر را.

آنتراكتوز يا لكه برگي

قارچ عامل بيماري Gnomonia Leptostyla مي‌باشد كه لكه‌هاي قهوره اي تيره غيرمعمول روي برگها را ايجاد مي‌كند. آلودگي سخت نتيجه برگريزي زودرس است.

شاه بلوط

سوختگي: اين بيماري توسط قارچ Endothia Parasitica ايجاد مي‌شود، زخم‌ها روي شاخه‌هاي كوچك شاخه‌ها وتنه درخت را آلوده مي‌كند.

روي چوبهاي جوان، زخم‌ها به صورت تورم زرد – قهوه اي، بيضي يا ناحيه غيرمعمول ظاهرمي شوند، روي چوبهاي كهنه آنها.... مدوريا ناحيه غيرمعمول به همراه كمي برآمدگي يا فرورفتگي لبه دارهستند.

زخم به طوركامل يا جزئي ساقه‌ها را احاطه مي‌كندكه سبب زرد وقهوه اي شدن برگها مي‌شود برگهاي مرده وبرآمده به شاخه‌هاي بلند معيوب مي‌چسبند، بعد از ريزش طبيعي برگ ها، سطح زخم‌هاي قديمي به همراه................

قارچ سوختگي پوشيده شده است. درطول هواي مرطوب، توده‌هاي لپه زرد از تنه هاي.. بيرون مي‌ريزند. باران، پرنده‌ها وحشرات اين اسپورها را منتقل مي‌كنند، نتيجه آلودگي جديد زماني است كه اسپورها به داخل زخم‌ها واردمي شوند.

شاه بلوط‌هاي آمريكايي واروپايي بي نهايت حساس به اين بيماري هستند. شاه بلوط‌هاي چيني وژاپني مقاوم به اين بيماري هستند اما نه ايمن.

 

 

لكه برگي

عامل بيماري قارچ Marssonina or schioleuca مي‌باشد. برگ‌هاي آلوده، علت كوچكي، مدورلكه‌هاي متحد المركز زرد مايل به قهوه اي از نشانه‌هاي آن هستند. ريزش زودرس ممكن است نتيجه اي باشد.

Dugwood

آنتراكتوز: لكه برگي از بيماريهاي گلها وسروخمره اي.... مي‌باشد. آلودگي سروخمره اي... از واشنگتون British culumbia zdahu oreyon گزارش شده، درشرق، آلودگي از روي گلهاي.... درconnecticut Massachusetts، نيويورك، نيوجرسي، پنسيلوانيا، و Delaware گزارش شد. اخيراً اين بيماري درNarth and south Carolina west Virginia Maryland Georyia , Tennesse نيز گزارش شده است.

قارچ آنتراكتوز، Discula sp... عامل بيماري آلودگي.. با سرما، هواي مرطوب پاييز وبهار.... مي‌شود. اما مي‌توانند درسراسرفصل رشد كنند. خشكسالي وزمستان به درخت‌هاي ضعيف خسارت مي‌زند وسختي بيماريها را كاهش مي‌دهند. نتيجه آلودگي نزديك سالهاي پي درپي مرگ وميرزياد هم درجنگل‌ها وهم در... تزييني ميباشد.

اصل اين بيماريها ناشناخته است.

قارچ‌ها ممكن است شروع كنند يا تغييركنند درمحيط، ممكن است نسبت به ميزبان تغييركنند، مي‌توانند از قبل پاتوژن مهم قارچ‌هاي بي ضررباشند.

نشانه‌ها

برگها:

نشانه‌هاي پيشرفت بيماري برگها اول روي طوقه پاييني، وبه سمت بالاي درخت پيشروي مي‌كنند. نشانه‌هاي بيماري شامل لكه‌هاي خرمايي كه لبه‌هاي ارغواني توسعه پيدا كرده است. برگها ممكن است رگهاي نكروزه وحاشيه‌هاي برگها ونكروزهاي بزرگ و... باشند. دربعض موارد سوراخ‌هاي گلوله اي نمايان مي‌شود. ريزش زودرس برگهاي آلوده دربهاراز مشخصه بيماري روي Comutalli مي‌باشند. روي هردو ميزبان، برگها به طوركلي سوختگي دارند. اما ريزش درپاييز ندارند. آلودگي‌ها اغلب به سمت پاييني دربرگهاي سوخته درشاخه پيشرفت مي‌كنند كه نتيجه اين زخم هاست.

شاخه‌هاي تنه رو

درنتيجه سرخشكيدگي شاخساره‌هاي شاخه‌هاي گوشتي روي تنه پايين وشاخه‌هاي اصلي مبتلا تكثيرمي شوند. اين شاخه‌ها خيلي مستعد آلودگي هستند، طوري كه ممكن است درساقه‌هاي اصلي پيشرفت كنند.

شاخه‌هاي اصلي وتنه

شكل اغلب زخم‌هاي 1 ساله، بيضوي، قهوه اي درپايه شاخه‌هاي مرده روي c.flurida وجوددارد. پوست درخت ترك مي‌خورد ورم مي‌كند اغلب درشاخص‌هاي بيروني اين زخم ها، زخم‌هاي گوناگون مي‌توانند شاخه‌هاي خاص را احاطه كنند يا تمام درخت را ازبين ببرند.

كنترل

Dogwoods به خوبي تحمل مي‌كند، بهترمواظبت مي‌كند وقادراست درمقابل آنتراكتوزدرطول سال‌هاي كه بيمار است كه با شرايط آب وهوايي مي‌شود مقاومت كند.

رسيدگي به سلامتي Dogwoods با آبياري درطول دوره خشكسالي انجام مي‌گيرد. برگ وكاه درخت مي‌توانند به كاهش نياز آبياري كمك كنند. همان طوركه از زخم‌هاي مكانيكي تنه محافظت مي‌كنند، بايد از آبياري هوايي خودداري نمود وفرصت را براي آلودگي برگ‌ها به حداقل برسانيم. بهبود يافتن گردش هوا دراطراف درخت كمك مي‌كند به خشك شدن شاخ وبرگ‌ها وكاهش آلودگي. كنترل مؤثرفقط ممكن است بيماري را قبل از توسعه سرخشكيدگي آشكاركند.

پرس ومرتب كردن شاخه‌ها وشاخسازه‌هاي بيمارمايه ذخيره اي منبع را كاهش مي‌دهد وظاهردرخت را بهبود مي‌بخشد. رديف كردن برگهاي افتاده نيز ممكن است مفيد باشد. جابه جا كردن شاخه‌هاي گوشتي به صورتي كه از تشكيل زخم‌هاي تنه جلوگيري مي‌شود. جلوگيري از كودهاي شيميايي با نيتروژن بالا كه شاخه‌هاي گوشتي را تحريك مي‌كند، به كاربردن كودهاي شيميايي متعادل درنزديك بهاركه ممكن است درخت را با بنيه كم نگه دارد.

به كاربردن 3يا4 باراسپرسي درطول افزايش برگها دربهار، درفاصله 14-10 روز، اگر شرايط براي ظهوربعداً بيماري مساعد باشد. درفصل رشد، بنابراين ممكن است كاربرد قارچ كش سودمند باشد.

 

طوقه يا زخم تنه

قارچ phytophthora cactorum. درخت‌ها با توده ناحيه كم، مخصوصاً رشد اينها درخاك خشك بد يا اينها از خشكي زيان مي‌بينند اغلب آلوده هستند. برگهاي درخت آلوده كوچكتر، سبزروشنتراز حالت وسيعي، وتبديل بي موقع به رنگ قرمز درتابستان بعد. بعداً شاخساره‌ها وحتي بزرگ شدن شاخه‌هاي مرده. زخم‌ها ممكن است روي تنه پاييني يا نزديك سطح خاك جايي كه درگونه‌هاي قارچ‌هاي مهاجم پوست درخت، كامييوم و sapwood بيروني، پيدا شوند وعامل بدرنگي بافت‌هاي آلوده. زخم‌ها كم كم براي سال بعد توسعه پيدا مي‌كنند، كامل دراطراف پايه پوست وريشه ادامه دارند.

براي چند سالي قبل از مرگ درختان آلوده شده اغلب ميوه وگلهاي درشت تري به عنوان محصول مي‌دهند.

آفت گلها دربرگ ها:

گلها درپايان دوره شكوفه زني به عوامل بيماريزا آلوده مي‌شوند. اين قارچ‌ها Botrytis cineraعامل بي نظمي، قهوه اي شدن وچروك خوردگي دربراكته‌ها (برگ) مي‌شوند. اگر هوا مرطوب بماند اين لكه‌ها با يك پوشش خاكستري رنگي پوشانده مي‌شوند. براكته‌هاي آلوده شده دربرگهاي جوان ممكن است بيفتد. وباعث ايجاد آلودگي شود. برگهاي آلوده نشده نيز ممكن است بيفتد. اما افتادن آنها معمولاً زياد جدي نيست.

 

سوختگي برگها وداغ زدگي:

عموماً دربيماري‌ها ديده مي‌شود.

لكه برگي (لكه دربرگ):

دربرگها گوشه اي كه سوختگي درآن ناحيه اتفاق افتاده به رنگ خاكستري با حاشيه ارغواني مايل به رنگ قرمز درمي آيد. عامل ايجاد اين بيماري قارچ‌هاي septoria cornicala است كه معمولاً درطي فصلهاي خيس (باراني)  بيماري ايجاد مي‌شود.

Powder Mildew (كپك پودري):

كه معمولاً دربيماري‌ها ديده مي‌شود.

لكه‌هاي آنتراكتوز: يك قارچ Elsinoe cornia عامل ايجاد لكه‌ها درگلها وبرگ‌ها وساقه‌ها وميوه‌ها است. اين لكه‌ها دربراكته‌ها ارغواني مايل به قرمز هستند وممكن است به بزرگي 1/1 اينچ درديامترمي باشند. ايجاد لكه دربراكته هاممكن است همچنين باعث ايجاد گلهاي تغييرشكل يافته شود. ويا آلودگي‌هاي خيلي بدي درجوانه‌هاي كل ايجاد شود كه ممكن است سبب شود كه آنها هرگز باز نشوند. لكه‌ها دربرگ‌ها به صورت نامنظم وبا مناطق ارغواني رنگ با حاشيه‌هاي تيره ظاهرمي شوند. معمولاض كمتر از 25/1 اينچ درديامترهستند.

بافت‌هاي بيماربرگ اغلب حذف مي‌شوند واز بين مي‌روند. برگ‌هاي سوراخ دارويا داراي لبه‌هاي نامنظم (پاره پوره) كه به شدت وبه سختي آلوده شده اند ممكن است اندازه آنها كاهش پيدا كرده ويا ازبين بروند. لكه‌ها اغلب اندكي برجسته شده اند وبزرگترشده اند كه ممكن است درميوه‌ها وساقه‌ها اين ميزان گسترش بيشتري داشته باشد واطراف اين بافت ممكن است تيره شده باشد.

آفت شاخه:

عامل اين بيماري قارچ myxosporium everharti، كه مي‌تواند توده هايي ايجاد كند با وسعت زياد دردرختان درحال مرگي كه با زخم تاج آلوده شده اند.

لكه‌هاي سياه برگ:

عامل اين بيماري Genomohia ulmea است. برگ هايي كه آلوده شدند آنهايي هستند كه درفصل بهارباز شده اند. لكه‌هاي نامنظم خاكستري رنگ درسطح رويي برگ ظاهرشده است. سپس اين لكه‌ها به بزرگي درحدود 8/1 اينچ درديامترمي شوند ونقاط سياه براقي درمزكز آن ظاهرمي شود. برگ‌هاي آلوده شده متمايل به زرد مي‌شوند ودرمدت طي فصلهاي خيس يا باراني افتادن برگ‌ها به صورت شديد وپيش از موعد اتفاق مي‌افتد.

Clothiorella wilt:

اين قارج، درختان را توسط زخم يا جراحت آلوده مي‌كند. وعامل پژمرده شدن وزرد شدن برگ‌ها است. عامل زخم هايي كه ايجاد مي‌شود دريك dieback از شاخه‌هاي تحت تأثيراست.

پوست بيماردرخت دراين زخم‌ها چروكيده مي‌شود وتاول‌هاي چروكيده به رنگ ارغواني مايل به قرمز يا سياه درسطح پوست مرده ظاهرمي شوند. تغييررنگ درچوب اطرافت ممكن نيست ايجاد توده كند كه عامل ايجاد آن بيماري نارون زبان هلندي verticilium wilt ممكن است باشد.

بيماري نارون زبان هلندي:

اولين كشف درجامعه ايالت جهاني درShio درسال 1930، بيماري نارون زبان هلندي كه ازآنجا به طورسراسري به سمت شرق ونيز به سمت غرب ohayo گسترش يافت. اين بيماري نارون‌ها را دربيشترمناطق شرق ونيمه غربي از بين برده وحذف كرده است.

يك قارچ ceratocystis ulmi، كه به پوشش‌هاي گسترده هادي (هدايت كننده) درخت حمله مي‌كند وعامل ايجاد بيماري نارون هلندي است كه شاخ وبرگ درختان پژمرده وزرد مي‌شوند. معمولاً درابتدا دريكي يا تعداد بيشتري از شاخه‌ها منحصربه فردند وسپس به سرعت تمام درخت مبتلا مي‌شود. برگ‌ها ممكن است قبل از موعد پيچيده وزرد شوند ويا ممكن است پژمرده وبه طورناگهاني بيفتند درحاليكه هنوز سبز هستند. درواقع درختان ممكن است درطول چند هفته كوتاه بميرند يا ممكن است به طورآهسته درطي يك دوره يك ساله يا بيشترزوال پيدا كنند وازبين بروند. تأثيراتي كه درشاخه‌ها گسترش مي‌يابد قهوه اي شدن تغييررنگ درلايه‌هاي خارجي پوست درخت واندكي زيرناحيه پوست ايجاد مي‌شود. دردو انتهاي شاخه‌هاي قطع شده تغييررنگي ممكن است ايجاد شود كه دريك يا تعداد بيشتري از حلقه‌هاي سالانه درخارجي ترين نقطه كه به طوركامل قهوه اي مي‌شوند.

اين قارچ‌ها عامل بيماري را از يك درخت به درخت ديگر بوسيله دو گونه از سوسكهاي درخت نارون انتقال مي‌دهند. سوسك نارون، سوسك بسياركوچك پوست درخت نارون اروپايي. اين سيكل آلوده سازي دربهاردرطي ماه may وقتي كه سوسكهاي پوست درخت نارون از آلوده شدن درختان ظاهرمي شوند. اگر درطي زمستان گذراني اين مكان دردرختان توسط بيماري‌هاي نارون زبان هلندي كشف شود درآن وقت تعدادي از اين سوسكها ظاهرمي شوند كه هاگهاي چسبناكي از قارچ‌هاي درخت نارون زبان هلندي كه به بدنشان چسبيده دارند.

اين سوسكها ظاهرشده درجستجوي راه زنده ماندن هستند. درحاليكه آنها از انشعابات شاخه‌هاي كوچك تغذيه مي‌كنند. هاگهاي قارچ‌ها كه درمحيط آبي قرارگرفته بودند به سمت لوله هايي كه توسط زخمهاي ناشي از تغذيه ايجاد شده هدايت مي‌شوند، نارون‌ها همچنين به طورعمومي وقتي بيماري پيشرفت مي‌كند درطول مدت تابستان مايه كوبي مي‌شوند.

اين اكثريت از اين سوسكها درحدود feet 600 يا كمتراز چوب‌هاي مرده استفاده مي‌كنند درزماني كه آنها درمدت زمستان گذراني هستند. جاهاييكه درختان نارون كمياب است سوسكها ممكن است تا مايل‌ها پرواز كنند براي جستجوي مناطق كه غذا درآنها وجوددارد. پس از تغذيه كردن براي چند روز سوسكها به دنبال محيط مناسبي براي تخم گذاري مي‌گردند. آنها به چوب ناروني كه درحال مرگ است يا اخيراً مرده با پوست درخت كه هنوز به طورسخت چسبيده نياز دارند.

اين ممكن است يك درختي كه به طوردايم مرده است، يك كند يا يك درخت ضعيف شده يا يك شاخه ضعيف شده دردرخت سالم باشد. بنابراين نارون‌هاي ضعيف شده يا ازبين رفته ممكن است بدون هيچ وسيله اي توسط قارچ‌ها آلوده شود ومنبعي از بچه سوسكها ي آلوده كننده جديد شده باشد. سوسكها نمي‌توانند بدون پوست درخت ويا به طورآزاد آلودگي ايجاد كنند اين پوست‌هاي ترك خورده عبارتند از كنده‌هاي پيريا درختاني كه پيش از 1 سال از مرگ آنها مي‌گذرد. سوسكها درهمه گونه‌هاي نارون دوباره توليد مي‌شوند. اگر چه تخم گذاري سوسك‌ها درپوست درخت ممكن است درطي 35 تا 40 روز درتابستان اتفاق بيفتد.

دراين فصل آوندها (لوله‌هاي اتصال جريان آب) درچوب نارون‌ها درمحل نزديك به سطح هستند و به آساني توسط سوسكهاي تغذيه كننده چوب بازمي شوند. يك فاكتورمهم درگسترش بيماري منطقه تخم گذاري براي آخرين brood (لارو)  دراين فصل است. اگر اين تخم‌ها به بلوغ (رشد كافي رسيده) برسند دربيماري كشنده نارون زبان هلندي درختان احتمالاً‌درتابستان بعدي سوسك‌ها پيدا مي‌شوند كه توسط اسپورهاي قارچ‌ها پوشيده خواهند شد. اگر هم درختان تفاوت بسياري درطي فصل زمستان پيدا كردند اين رفتارآلودگي را مي‌توان به طوربسيارزيادي كاهش داد. اگر چه هيچ يك از گونه‌هاي نارون درمقابل بيماري نارون زبان هلندي ايمن ومصون نيستند.

تعدادي هم نارون آمريكايي هستند. گونه‌هاي مقاوم ulmus pumila هستند. نارون سيبريايي. و ulmus parvafolia نارون چيني هستند. يك نارون هلندي به نام Chiristinc Burman بيشترمقاوم است. تا به حال اين نارون انتخاب شده است. لكه برگ (لكه برگي): معمولاً دربيماري‌ها ديده مي‌شود.

نكروز فلوئم (مرگ بافت فلوئم):

اين بيماري‌هاي مخرب درنارون آمريكايي عامل ايجاد آن توسط يك مايكوپلاسما است. برگ‌ها تخريب شده به رنگ زرد روشن درمي آيند وسپس قهوه اي مي‌شوند ودرنهايت مي‌افتند. درختان آلوده شده درطي بهاريا نزديك تابستان ممكن است توسط زمستان گذراني زندگي كند ويك كشت نازك از برگ‌ها توليد كند كه درتابستان بعدي از بين مي‌رود. وقتي كه پوست كنده شده تازه است (آبداراست) لايه داخلي از پوست ريشه‌ها وكاهش تنه يا بدنه درخت كه تحت تأثيرقرارگرفته رنگ كره اي Butterscotch از خود نشان مي‌دهند وبوي خفيفي wither green دارند. برگ‌هاي لوله اي شكل (قيف مانند) مايكو پلاسما را انتشارمي دهند كه عامل اين بيماري‌ها از درختي به درخت ديگر است.

قارچ‌هاي رشته دوست به گل نشان از قارچ mildew درخارج از جوانه‌ها يافت شده اند.

زنگ ها:

علت بيماري زنگ گندم (زنگ زدن) clavipes هم ممكن است اين دو قارچ باشند. Gymnosporangium هاگ‌هاي رنگي ده درپرتقال عامل قارچ هايي هستند كه ميكروتوبل‌ها (ريز لوله ها) كوچكي را درسطح ميوه وقسمتهاي متورمي درشاخه‌ها ايجاد مي‌كند. قارچ‌هاي ديگر G.globosum كه برگها را آلوده مي‌كنند كه عامل ايجاد لكه‌هاي قهوه اي است. اين ميوه (وليك) همچنين مي‌تواند يا (توسط) Hornshoped اجسام ميوه ده آلوده شود. هردوتاي اين قارچ‌هاي زنگ نياز به حضوردرسدرهاي قرمز دارند ودرديگر گونه‌هاي juniper اين نوع بيماري‌ها گسترش وپيشرفت پيدا كرده است.

گياه شو كردن: زخمهاي (جراحت هاي) ديده شده درشاخه ها:

عامل اين زخم‌ها توسط قارچ‌هاي cytosporasp درشاخه‌ها ايجاد شده، وشاخه‌ها توسط زخم‌هاي كشنده (ازبين برنده) احاطه شده است.

 

 

گردوي آمريكايي لكه برگي:

يك قارچ Gno,onia caryae عامل لكه‌هاي قهوه اي مايل به قرمز نامنظمي درسطح رويي وبالايي برگ ولكه‌هاي قهوه اي درسطح زيرين برگ است و آلودگي شديد سبب افتادن برگ مي‌شود اين قارچ‌ها درطي زمستان به برگها روي مي‌آورند.


ادامه ي مطلب

امتیاز : 3


طبقه بندی: ،
,